محمد باقر شريعتى سبزوارى
269
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
نيتجهء كار خود و قانون كار خود بىخبر باشد ، زيرا قراين چنين نمودار مىسازد كه حيوان يك مقصود ديگر از كار خود دارد و اين كار را براى آن مقصود نهايى مىكند و در اين كار خود عيناً مثل انسان كه براى مقصود نهايى تدبير مىكند و متحمل رنج و زحمت مىشود تدبير مىكند و به خود رنج مىدهد . بهعلاوه روى اين نظريه معلوم نيست كه چرا انسان كه قوهء عقل و شعور و استعداد تدبير در امور دارد اين اندازه از لحاظ تمايلات كه هادى غريزهء اوست ضعيف است و حيوان كه اين استعداد را ندارد داراى اين همه تمايلات عجيب شده كه حتى زنبور عسل ، كه لانهء خود را با اشكال مسدس تنظيم مىكند ، در وجود او تمايلى آفريده شده كه فقط از اين نوع كار لذت مىبرد و او بدون آنكه در شعور و قوهء ادراك خويش فايدهء اين كار را بداند فقط براى اطاعت از آن تمايل مخصوص اين كار را انجام مىدهد . اين بود مجموعهء فرضيههايى كه در مورد غريزه گفته شده يا مىتوان فرض كرد . موضوع هدايت غريزه ، يكى از اسرارآميزترين مسائل علم الحيات است و خوشبختانه دانشمندان قرون جديده دست به مطالعات عميقى دربارهء كردار و رفتار غريزى حيوانات زدهاند و عجايبى در اين زمينهها كشف كردهاند و هر چه مطالعات و مشاهدات در اين زمينه بيشتر شود زمينهء تحقيق فلسفى در ماهيت غريزه فراهمتر خواهد شد . به هر حال قواى فعالهء ما مانند چشم و گوش ، قوهء خيال ، واهمه و عقل و هوش احساساتى درونى در ما ايجاد مىكنند . ما انجام دادن افعال قواى خود را دوست داشته و مىخواهيم انجام بگيرد ، چرا كه آنچه مناسب طبع ماست مطلوب است و حوادث و وارداتى كه با قواى ما ناجورند دشمن داشته و نمىخواهيم انجام دهيم يا در مورد آنها افعال مقابل آنها را دوست داشته و مىخواهيم . انسان گرسنه غذا مىخواهد و تشنهء آب ، و هنگام غضب مىخواهد طرف مقابل را بكوبد و عواطف ما نيز فعل مناسب را مىطلبد . پس ناچار صورت ادراكى احساسى خود را هم به فعل و هم به مادّه و هم به خودمان مىدهيم ؛ چنانكه بچه در نخستين روزهاى زندگى هر چه به دستش مىآيد گرفته و به دهان مىبرد آنگاه چيزهاى خوردنى را خورده و آنچه نمىتواند ، نمىخورد . البته اشتهاى خوردن ، به صورت احساس در مغز وى جاىگزين شده و سپس نام اراده و مراد و مريد